دوست عزيزم سلام
حالت چطور است؟ اميدوارم اوضاع روبراه
باشد .اما بعضي وقت ها اوضاع روبراه نيست.
همه ي ما درگيريم همه ی ما مشکلاتي داريم
که گاهي بايد به تنهايي با آنها مقابله
کنيم. براي همين است که اين نامه را برايت
مي نويسم. مي خواهم دوستي را به تو معرفي
کنم که يار هميشگيت خواهد بود، کسي که
هميشه کمکت خواهد کرد و هيچ وقت تو را
تنها نخواهد گذاشت.
اما... اما اول بايد قولي به من بدهي.
بايد از اعماق وجودت باور داشته باشي و صد
درصد مطمئن باشي که او تو را مي بيند،
سخنت را مي شنود و کمکت خواهد کرد.
اين ها را به تو مي گويم چون خودم بار ها
امتحان کرده ام و همیشه او جواب مرا داده
است. بعضي وقت ها از تعجب هفته ها مات و
مبهوت مانده ام.
لابد با خود فکر مي کني اين فرد شگفت
انگيز کيست. پس بگذار بيشتر بگويم. او از
پدرت مهربانتر و از مادرت دلسوز تر است.
او هرچه را که تو بخواهي، مي خواهد؛ اگر
آنچيزي که تو مي خواهي همان چيزي باشد که
خدا مي خواهد. او از نزديک ترين دوستت به
تو نزديکتر است. و مهم تر اينکه، او
قدرتمند ترين فرد روي زمين است.
تو دوست نداري با چنين کسي ارتباط داشته
باشي!؟
براي ديدار با او لازم نیست مثل ملاقات با
يک دکتر وقت قبلی تنظیم کنی! براي ديدن او
نيازي به طي راه با تاکسي نداري! حتي لازم
نیست تماس تلفني بگيري!!
فقط بايد باور داشته باشي. او اين جاست.
تو را مي بيند. صدای تو را مي شنود... گوش
بده... نداي پدرت را نمي شنوي که تو را مي
خواند. آري... او پدر ماست. آري... امام
مهدي پدر فراموش شده ي ماست. او هميشه
ياور ما بوده است ولي ما فراموش کرده ايم
که صدايش کنيم و از او کمک بخواهيم.
ما با قلبمان از هر کجا و در هر زمانی مي
توانيم با او ارتباط داشته باشيم.
او را با قلبت احساس کن. وجودش را حس کن و
از او بخواه... از او بخواه. او حتما به
فريادت مي رسد. من بارها امتحان کرده ام.
تو امتحان نمي کني ؟ مطمئن باش چيزي را از
دست نمي دهي. از اعماق وجودت فرياد بزن:
"يا مهدي".